*the condition of love*
  • Reads 108,601
  • Votes 12,045
  • Parts 27
  • Reads 108,601
  • Votes 12,045
  • Parts 27
Complete, First published Jun 20, 2020
«جیمین»
همه چی از اون روز شروع شد . اگه نمیرفتم ،اگه پدرم مجبورم نمیکرد هیچ کدوم از این اتفاقا نمیفتاد .
و لی من پشیمون نیستم حداقل الان پشیمون نیستم . شاید اگه اون روز نمیرفتم سر کار دیگه هیچ وقت معنی عشق رو نمیفهمیدم 
من دوسشون دارم هر دوشونو . 
درسته خیلی طول کشید بفهمم و خیلی اذیت شدم اما ارزششو داشت .......
______________________________•_______
نام فیک : شرط عشق 
ژانر : درام ، اسمات ، رومنس ، تریسام، کمی هم کمدی
شرایط: تموم شده
نویسنده : mahoya
تریسام : ویمینکوک »
کاور = @nicotrol
vminkook       🥇🏅  #3
vmin               🥇🏅  #1
Kookmin        🥇🏅  #14
Vminkook      🥇🏅  #2
All Rights Reserved
Sign up to add *the condition of love* to your library and receive updates
or
#101جیمین
Content Guidelines
You may also like
احساسات ماه by SetayeshMaleki0
59 parts Complete
فصل اول تموم شده ✅ فصل دوم در حال اپ کاپل اصلی :تهکوکیونمین کاپل فرعی: نامجینهوپ ژانر : طنز ، اسمات🔞 ، امپرگ ، اکشن ، فورسام ، مافیایی چند سال از وقتی که علم پیشرفت کرده و کاپل های گی میتونن پیوند رحم کنن و باردار شن میگذره برای همین تعداد کمی ازشون بچه ها یا نوه هاشون میتونن بدون پیوند رحم باردار شن انقد تعدادشون کمه و انگشت شمار که خیلی ها در این باره چیزی نمیدونن *** ×حالا که فکرشو میکنم دو ماه مثل برق و باد گذشت -هوم +درسته زود گذشت ولی ما در راه این اتفاقات چند بار ایست قلبی رو رد کردیم * امیدوارم این اتفاقا وقتی بچه داره بدنیا میاد نیفته -قول اتفاق نیفتادن نمیدیم ولی مطمئن باشین کاملا مواظب تونیم × فقط اگه بچه هام در راه مواظبت چیزیشون بشه پارتون میکنم -+چشم جیمین به اسمون نگاه کرد ×دلم می خواد به ماه دست بزنم +این خواستت یکم سخته ولی نشدنی نیست ، بچه ها بدنیا اومدن می بریمت -پس من یه هماهنگ کنم با ناسا ؟ ×یاا من هرچی گفتم باید انجام بدین ؟ -+اره ×خب کار درستی میکنین ولی این یکی نیاز نیست - مطمئنی ؟ ×مطمئنم -خب اگه اینطوریه که باشه × میدونین چیه از خنگیتون میشه کارخونه تولید برق ساخت -بیب تولید برق نیروگاه داره نه کارخونه +درستش نیروگاه تولید برقه ×حالا هرچی نوه های انیشتین
Coshay / نامیرا by rominaromina396
96 parts Ongoing
فصل 1 احساس تنهایی خیلی خوبه ولی نه وقتی ۱۶ سال طول بکشه بلاخره یه جایی کم میاری ، کنجکاوی قلقلکت میده و دلو میزنی ب دریا و ...فرار میکنی ... ولی همیشه قرار نیست نتیجه ی یک اشتباه بد باشه شاید بشه شروع ی زندگی دوست‌داشتنی و پر ماجرا و شاید عجیب .... بخشی از داستان : پس من چی ؟ پسر کوچیک تر ب صورت مثل برف شوگا نگاه کرد هول شد .." .آلفا ! شوگا بیحرف همون دست جیمین رو سمت لباش برد و خورد . انگشتای عسلی جیمینم همراهش وارد دهنش شد و موج الکتریسیته ای وارد بدن امگا کرد. جیمین مسخ شده به چشمایی ک اگه اشتباه نمی‌کرد برق شیطنت از توش پیدا بود خیره شد.... کوک مثل بچه ها اعتراض کرد " هئونگگگگگ اون مال من بود ‌..من هنوز گشنمه ..!!! تهیونگ ک سیر شده بود به دیوار پشت سرش تکیه دادو دستی ب شکمش کشید ... " آخيش... چه خوب که من سیر شدم ! " کوک با غیض نیم خیز شد " میام میزنمتا ... تهیونگ با تخسی نگاهش کرد " جرئت داری بیا... فصل اول تمام شده😍🖖🏻 . . . فصل دوم در همین صفحه گذاشته میشه 😈🙈 داستان یه خانوادست ....اما ...آیا یه خانواده عادی ؟ ... . . . +میتونی تصور کنی از پدرت دو سال کوچیک تر باشی ؟! _ مطمئنی پدرته ؟! + اره ..... _ پس دیوونه شدی .. + نمیدونم ....شاید ... . . . زندگی مخفیانه یه خانواده ....و داستان های بینشون ... . . . هیجانی کمدی معمایی کاپل :
✧HOME✧ by timi_vkook
42 parts Ongoing
وضعیت عمارت کیم افتضاح بود. همه جا سکوت کر کننده ای جیغ میکشید و تنها کسی که این وسط با آرامش دمنوشش رو مزه میکرد تهیونگ بود و این رفتار خونسردانه اش داشت تمام نورون های عصبی خانواده رو بیشتر و بیشتر تحریک میکرد.. انگار ک متوجههِ ماجرای پیش اومده نشده بود! این ماجرا نه تنها زندگی خودش بلکه تمام اطرافیانش،حتی باغبون عمارت هم تحت تاثیر خودش قرار میداد. هنوزم صدای مجری مو کوتاه و خوش قیافه شبکه خبر توی گوشاشون پخش میشد "کیم تهیونگ،تنها فرزند تاجر بزرگ،کیم دهیون گی است؟" _______________________________ قسمتی از داستان: ×گول چندتا بوس و بغل و نگاه پر لذت و نخور بدبخت! اینا همش شهوته..تهیونگ آدم خودخواهیه حالا که فرصتشو داره میخواد تمام استفاده اش رو ازت بکنه.اونی که اول و آخرش واسش میمونه منم مننننن! + تو به قول خودت چند سال جلو چشمش،بیخ گوشش و توی بغلش بودی ولی من و ندید انتخاب کرد.. اونم نه برای یه وان نایت برای ساختن تموم زندگیش توی بغلم!! _______________________________ کاپل:ویکوک ژانر:زندگی روزمره_رمنس_اسمات وضعیت:درحال آپ نوبسنده:@tiam_vkook
You may also like
Slide 1 of 10
پرسه در نیمه شب cover
Satisfaction(Minibook) cover
احساسات ماه cover
Coshay / نامیرا cover
I Want SOPE cover
✧HOME✧ cover
 master/متوقف شده  cover
baby boy💫 cover
Fake Marriage:ازدواج سوری cover
Forgive Me cover

پرسه در نیمه شب

14 parts Ongoing

بدن زخمی و خونی گائون که مقابل یوهان روی زمین افتاده و از درد به خودش می‌پیچید، صحنه‌ای بود که مرد تا آخر عمرش دیگه نمی‌خواست شاهدش باشه. اگه یکی از همین دعواها گائون رو برای همیشه ازش می‌گرفت... یوهان دستش رو دور کتف گائون حلقه کرد و بدنش رو درون آغوشش کشید. با صدای آروم و گرفته‌ای به حرف اومد: «اگه قراره مثل گذشته به خودت آسیب بزنی و به هیچی اهمیت ندی... پس حضورم توی زندگی چه معنی‌ای می‌ده...؟» ── ⋆⋅☆⋅⋆ ── ⋆⋅☆⋅⋆ ── ⋆⋅☆⋅⋆ ── ⋆⋅☆⋅⋆ ── ژانر: عاشقانه، بی‌ال، انگست، اسمات کاپل: کانگ یوهان و کیم گائون (فیک از سریال قاضی شیطان / the devil judge) نویسنده: 𝑴𝑨𝑺𝑼𝑴𝄢 ویراستار: ♧Fatemeh داستان فیکشن ربطی به سریال نداره و اگه سریال رو ندیدید، میتونید با خیال راحت بخونید.